معر

من امروز آمدستم شام بگذارم، دماغت را کنار پام بگذارم، چه می گویی که اوف شد اوخ شد دردم آمد؟ صلیبت می دهد… بر تخته سنگ سفره‌ی نان و حلوا نیست… آرتیا! موش تله خورده است این… یادگار دیزی داغ دهستان است


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 164 مشترک دیگر بپیوندید